براي اين بحث چه نظري داريد؟
اگر بخواهیم جلسات فعلی حل تمرین را در مدارس مورد بررسی دقیق قرار دهیم در اغلب کلاس ها به چنین روند تکراری برمی خوریم :
معلم وارد کلاس می شود، تکالیف دانش آموزان را بررسی می کند و جهت ارزشیابی از آنان به تصادف و از روی دفتر کلاسی،بچه ها را جلوی کلاس فرا می خواند تا ضمن اینکه آنان به نوعی ارزشیابی شوند دیگر دانش آموزان نیز به تثبیت آموخته های خود بپردازند و به قولی تمریناتی را که درست یاد نگرفته یا غلط حل کرده اند از روی تابلو بازنویسی کنند.
در جریان این جلسه عموماً دانش آموزان به سه دسته تقسیم می شوند:
1- دانش آموزان کوشا و مستعدی که درس گذشته را به خوبی فهمیده اند. برای این دانش آموزان، کلاس درس بسیارملال آور و طولانی می شود وتوضیحات نارسای همکلاسی آنها در جلوی کلاس سبب می شود مرتباً در صحبت های او وارد شوند یا به شیوه های گوناگون (مانند پرسیدن ساعت ) بی حوصلگی خود را نشان دهند.
2- دسته ی دوم دانش آموزانی هستند که تا حدودی درس گذشته رافهمیده اند و حل تمرین و دوره ی مجدد درس به آنان کمک می کند تا اشکالات خود را برطرف نمایند.
3-دسته ی سوم دانش آموزانی هستند که درس را به خوبی نفهمیده اند. این گروه (در زنگ ریاضی کم نیستند) چون عموماً از بنیه ی علمی لازم برای ملحق شدن و همراهی با بحث های کلاس برخوردار نیستند به کلی ازکلاس جدا شده ومصداق شعر «من در میان جمع و دلم جای دیگر است» می شوند.
آيا در اين كلاس اهداف ياد گيري و ياد دهي محقق شده است؟
کاربران گرامی این وبلاگ در دست تکمیل می باشد.